از هزاران سال پیش، شمعها در مکانهای مقدس روشن میشدند. شمعدانهای یهودی، آرامگاههای بودایی، معابد هندو و حرمهای مسیحی همگی این روش ساده اما عمیق را به اشتراک گذاشتهاند: روشن کردن یک شعله. اما در سنت مسیحی—بهویژه در کلیساهای کاتولیک، ارتودوکس، انگلیکان و لوتری—شمع بسیار فراتر از یک ابزار عملی برای روشنایی است. این شمع زبانی است. این شمع دعایی است که به چشم میآید. این شمع الهیاتی است که در واکس و آتش نوشته شده است.
در تابو ما افتخار میکنیم که شمعهای عسلزنبور را برای کلیساها، کپلها و محرابهای خانگی تأمین نماییم. ما معتقدم که درک نمادین غنی این اشیاء مقدس، تجربهٔ عبادت را عمیقتر کرده و مؤمنان را به قرنها سنت متصل میسازد.
در این مقاله، ما به بررسی پنج بعد از ایمان میپردازیم که از طریق سوختن شمع کلیسا آشکار میشوند. از پاکیِ موم تا صعود شعله، هر عنصر حقیقتی معنوی را بیان میکند که منتظر این است تا دیده شود.
معنای نمادین آشکار هر شمعی، نور است. و در الهیات مسیحی، نور تنها یک استعاره نیست—بلکه یکی از اسامی خداوند است.
در انجیل یوحنا، عیسی مسیح میفرماید: «من نور جهان هستم. هر کس من را دنبال کند، هرگز در تاریکی راه نخواهد رفت، بلکه نور حیات خواهد داشت» (یوحنا ۸:۱۲). آغاز سفر پیدایش، اولین عمل خلقت را توصیف میکند: «نور باشد» (پیدایش ۱:۳). کتاب رؤیا، شهر آسمانی را وعده میدهد که «شبی در آن نخواهد بود» و «خداوند خدا نور آنها خواهد بود» (رؤیا ۲۲:۵).
وقتی شمعی در کلیسا روشن میشود، این حقیقت را بهصورت ملموس اعلام میکند. این اعلام میکند که مسیح حاضر است. این تاریکی را—هم تاریکی فیزیکی و هم تاریکی معنوی گناه، نادانی و ناامیدی—پشت سر میبرد.
نمادینبودن این مفهوم در هیچجا قویتر از اینجا نیست: شمع فصحی ، در شبکهی عید پاک روشن میشود. در اوج مقدّسترین شب سال مسیحی، آتشی نو روشن میگردد. کشیش صلیب، حروف یونانی «آلفا» و «اُمِگا» و سال جاری را بر روی شمع حکاکی میکند. پنج دانه بخور در شمع فرو برده میشوند که نماد پنج زخم مسیح هستند. سپس از آن شعلهی تنها، شمعهای موجود در سراسر کلیسا یکی پس از دیگری روشن میشوند تا تمامی حرم در نور درخشان گردد.
این آیین، قیام را به تصویر میکشد. تاریکی شعله را خاموش نمیکند—بلکه شعله بر تاریکی غلبه میکند. این نماد نهایی مسیحیت است: مرگ هیچ قدرت نهایی ندارد؛ نور همیشه بازمیگردد.
همان نمادشناسی در دو آستانهی بزرگ زندگی انسان ظاهر میشود. در موعظه شمعی از شمع پسکال روشن میشود و به والدین معنوی داده میشود. روحانی میگوید: «نور مسیح را دریافت کنید. این کودک توسط مسیح روشن شده است. بگذارید همواره بهعنوان فرزندی از نور راه برود.» شعله، ورود فرد تازهتعمیدخورده به زندگی ایمان را نمایان میسازد—زندگیای که باید همواره در برابر دیگران مورد انتظار باشد.
در جنازهها شمعی در کنار تابوت یا ظرف استخوانها سوزانده میشود. این شمع به عزاگزاران یادآوری میکند که متوفی از مرگ به زندگی و از تاریکی به نور ابدی گذشته است. این شمع تاریکی را نمیستاید؛ بلکه نوری را جشن میگیرد که بر آن غلبه کرده است.
همه شمعها از دید کلیسا همسان نیستند. قرنهاست که قوانین لیتورژیک و سنتها مشخص کردهاند که شمعهایی که در محراب استفاده میشوند باید از عسلزنبور بهطور اصلی یا کاملاً ساخته شوند . این امر یک سلیقه زیباییشناختی دلباز نیست، بلکه بیانیهای الهیاتی است.
شمع عسل دارای معنای نمادین منحصربهفردی است. این ماده توسط زنبورهای دوشیزه — موجوداتی که نماد پاکدامنی و عفاف هستند — تولید میشود که شهد را از گلهای معطر جمعآوری میکنند. خود شمع، نماد گوشت پاک عیسی مسیح است که از مادر دوشیزهاش مریم دریافت شده است.
سن جروم، دانشمند قرن چهارم میلادی در زمینهٔ کتاب مقدس، بهطور گستردهای دربارهٔ این نمادشناسی نوشته است. او اشاره کرده که زنبورها در تولیدمثل جنسی شرکت نمیکنند؛ بلکه بدون انجام عمل تولیدمثل، فرزندانی تولید میکنند و از اینرو از قدیمالایام نماد عفاف محسوب میشوند. بنابراین شمع، به تولد معجزهآسای عیسی اشاره دارد — موجودی که هم کاملاً خداوند و هم کاملاً انسان بوده و بدون لکهٔ گناه اصلی از یک دوشیزه متولد شده است.
در مواقع ضرورت یا فقر، از سایر انواع شمعها نیز اجازهٔ استفاده داده شده است. پارافین (مشتقشده از نفت) چنین غنای نمادینی ندارد. این ماده محصول شیمی صنعتی است، نه آفرینش زنده. شمعهای گیاهی (سویا، نخل، نارگیل) از منشأ طبیعی هستند، اما فاقد این واکنش الهیالذات خاص شمع عسل میباشند.
وقتی یک کلیسا از شمع عسل استفاده میکند، در واقع مادهای را انتخاب میکند که داستان تجسّد را از پیش روایت میکند. شمع به نوعی تجسّد دومی میشود—قابل مشاهده، مادی و پر از معنا.
خود موم در عمل سوختن مصرف میشود. این کار نابودی نیست، بلکه قربانی است. شمع خود را میسپارد و مادهٔ خود را برای تولید نور، گرما و بوی خوش میریزد. در این رفتار، آن با قربانیکردن خودِ مسیح بر روی صلیب همخوانی دارد و الگویی از فراخوان مسیحیان برای زندگی بهعنوان «قربانی زنده، مقدّس و قابل قبول برای خدا» (رومنیان ۱۲:۱) ارائه میدهد.
هر بار که یک شمع عسل روی محراب میسوزد، سخنرانی بیصدا انجام میدهد: «این جسد من است که برای شما داده شدهاست.»
نمادینبودن شمع در کلیسا از سه بعد تشکیل شده است و شاید بعد سوم آن صمیمیترین و شخصیترین بعد باشد: نماز .
هر کسی که به کلیسای کاتولیک یا ارتدوکس سر زده باشد، قفسههای شمعهای نذری کوچک را دیده است که در برابر مجسمههای مریم، یوسف یا قدیس مورد علاقهاش میدرخشند. هر یک از این شمعها نمادی از یک دعا است. اغلب اوقات فردی که شمع را روشن میکند، به صورت ساکت و برای یک نیت خاص دعا میکند—مانند درخواست شفای یک عزیز بیمار، راهنمایی در تصمیمگیری سختی یا آرامش برای روح درگذشته.
اما چرا شمع؟ چرا صرفاً دعا را نگفته و کار تمام نشود؟
زیرا انسان موجودی جسمانی است. ما با بدن خود میاندیشیم، احساس میکنیم و ایمان میآوریم، نه علیرغم بدنمان. عمل روشن کردن شمع، حواس را درگیر میکند: دیدن شعله، لمس کبریت و بوی موم ذوبشده. این کار دعای نامحسوس را قابلمشاهده، ملموس و واقعی میسازد.
دودِ صعودکننده و شعلهای که به سوی آسمان میکشیده میشود، نمادِ صعود دعا به سوی آسمان هستند. همانطور که شاعرِ زبور مینویسد: «دعاى من را همچون بخور پیش تو بشمار، و بلند کردن دستهایم را همچون قربانی عصر» (زبور ۱۴۱:۲). شعلهٔ شمع، دستهایی است که به سوی بالا بلند شدهاند. و رشتهٔ نازک دود، بخورِ قلب است.
شمعهای نذری نیز به شرکت قدیسین — باوری که بر اساس آن کسانی که در ایمان درگذشتهاند، همچنان با زندگان پیوند دارند. وقتی یک مصلّی شمعی را در برابر تصویر قدیسی روشن میکند، او نه به خود قدیس دعا میکند انگار قدیس خداوند است، بلکه از قدیس میخواهد برایش دعا کند، همانطور که ممکن است از یک دوست زنده نیز درخواست دعا کند.
شمع نشانهای از آن درخواست است و یادآوری مرئی این حقیقت که مصلّی تنها نیست. تمام جمعیت آسمانی از همه جهات او را احاطه کرده است و شعلهٔ شمع زمین را به ابدیت متصل میسازد.
برای مسیحیان کاتولیک و ارتدوکس، مقدسترین مکان در کلیسا، تبرکخانه — ظرف کوچک و تزئینی است که در آن عشای ربانی مقدسشده (سرآشام مبارک) نگهداری میشود. و در کنار تبرکخانه، همیشه شمعی روشن است.
این شمع اغلب « شمع حرم یا شمع تبرکخانه » نامیده میشود. این شمع با سایر شمعهای موجود در کلیسا متفاوت است. در حالی که شمعهای محراب، شمعهای مراسمی و شمعهای نذری ممکن است بسته به تقویم لیتورژیک روشن و خاموش شوند، شمع حرم همواره روشن میماند. به صورت مداوم .
اگر این شمع از موم زنبورعسل ساخته شده باشد، هنگامی که کوتاه شد باید جایگزین شود. اگر کلیسا از چراغ روغنی استفاده کند، روغن آن تکمیل میشود. نکته اصلی یکسان است: شعله هرگز خاموش نمیشود.
شعلهٔ دائمی نشاندهندهٔ حضور واقعی مسیح در روزافزون. کاتولیکها و ارتدوکسها معتقدند که نان و شراب مقدسشده تنها نماد بدن و خون عیسی نیستند، بلکه واقعاً بدن و خون او هستند، هرچند ظاهر نان و شراب حفظ میشود. این مفهوم در الهیات کاتولیک «تغییر جوهر» (ترانسوبستانتیاسیون) و در الهیات ارتدوکس «راز مقدس» نامیده میشود.
چراغ محراب روشن به هر فردی که وارد کلیسا میشود میگوید: «او اینجا است. پروردگار در این مکان حضور دارد. سجده کن و پرستش کن.»
وقتی یک عضو از جامعهٔ محلی (پاروشینر) قبل از نشستن در صندلیها زانو میزند، او نه به تابرنکول و نه به کشیش احترام میگذارد؛ بلکه به عیسی احترام میگذارد که حضور واقعیاش با آن شعلهٔ آرام و پایدار نشان داده میشود.
در عبادت قربانیای—که روشی عبادی است که در آن نان مقدس در یک نمایشگر (مونسترنس) به نمایش گذاشته میشود—چراغ قدس یا شمعهای اضافی اطراف آن روشن هستند. مؤمنان به نان مقدس خیره میشوند، دعا میکنند و در حضور مسیح استراحت میکنند. شمعها این برخورد را احاطه کردهاند و شعلههایشان بازتابدهندهی آتش عشق الهی است.
آخرین بعد از نمادینبودن شمعهای کلیسا این است که امید است. شمع چیزی شکننده است. یک نفس میتواند آن را خاموش کند. یک فنجان آب ریختهشده میتواند آن را خاموش سازد. و با این حال، در زمینهی ایمان، شمع دقیقاً نماد آن چیزی است که نمیتوان آن را نابود کرد.
در برخی سنتها، یک شعلهی جاودان در قدس روشن است—شعلهای که هرگز اجازهی خاموش شدن ندارد. این شعله ممکن است یک چراغ روغن ویژه باشد که روزانه تکمیل میشود، یا یک شمع عسلزد که بلافاصله پس از آغاز خاموششدن آن جایگزین میشود. این شعله به شهدا یادآوری میکند که برای ایمان جان خود را از دست دادند و به قیامت نهایی نیز اشاره دارد.
«نور در تاریکی میدرخشد و تاریکی آن را غلبه نکرده است» (یوحنا ۱:۵). این آیه که در زمان کریسمس خوانده میشود، ماهیت امید مسیحی را بیان میکند. جهان پر از تاریکی است—رنج، گناه، مرگ و بیعدالتی. اما نور مسیح از پیش پیروز شده است. شمع تاریکی را نادیده نمیگیرد؛ بلکه با آن مخالفت میکند.
در طول تاریخ، مسیحیان بهصورت مخفیانه برای انجام مراسم عشای ربانی در نور شمع گرد هم آمدهاند—در گورستانهای زیرزمینی، در اتاقهای پنهان و در سلولهای زندان. شمع تنها یک تزئین نبود؛ بلکه خطری بود. همچنین وعدهای بود: «زیرا جایی که دو یا سه نفر به نام من گرد هم آیند، من میان آنان هستم» (متی ۱۸:۲۰).
در تاریکترین لحظات سرکوب، شمع نماد مقاومت شد. امپراتوری روم میتوانست بدن را بکشد، اما نمیتوانست شعلهٔ ایمان را خاموش کند. این امر امروز نیز در مکانهایی که مسیحیت دین اقلیتی است و مورد خشونت یا محدودیتهای قانونی قرار گرفته، صدق میکند. روشن کردن تنها یک شمع در خانه یا در یک کلیسای پنهان گویاست: «ما هنوز اینجا هستیم. مسیح هنوز پروردگار است. امید مرده نیست.»
شاید معروفترین آیین شمعسوزی سال، گلدان آدوانت باشد. چهار شمع — که بهطور سنتی سه شمع بنفش و یک شمع صورتی هستند — دور یک شمع سفید مرکزی قرار گرفتهاند. هر یک از چهار شنبههای آدوانت، شمعی روشن میشود و نزدیکشدن زمان کریسمس را نشان میدهد.
نور فزایندهٔ گلدان آدوانت، امید فزایندهٔ مؤمنان را بازتاب میدهد. جهان با عمقگرفتن زمستان تاریکتر میشود، اما شمعها هر هفته تاریکی را پشت سر میگذارند. سرانجام، در شب کریسمس یا روز کریسمس، شمع سفید مسیح روشن میشود — نور کامل تجسّد، یعنی امیدی که به جسم پوشیده شده است.
هر شمعی که در حلقهٔ آدنت روشن میشود، پیروزی کوچکی بر ناامیدی است. هر کبریتی که روشن میشود، عملی از اعتماد است که نور دوباره بازمیگردد.
برای تجربهٔ پنج بعد نمادین شمع، لازم نیست در کلیسا باشید. یک محراب خانگی، گوشهای برای ایکونها، یا حتی یک قفسهٔ ساده میتواند تبدیل به فضای مقدسی شود.
در نظر بگیرید که برای صلیب یا ایکون، انجیل و یک شمع عسلزنبوری، میز یا قفسهای کوچک اختصاص دهید. هنگامی که برای نماز مینشینید، شمع را روشن کنید. وقتی آن را روشن میکنید، به یاد داشته باشید:
نور : مسیح با شماست، حتی در تاریکی خانهتان.
صافی : عسلزنبوری نماد عشق پاک و خودگذشتهٔ خداوند است.
نماز : سخنان نجواگونهتان با شعله به سوی آسمان بلند میشوند.
حضور : خداوند دور نیست. خداوند اینجا است، در این اتاق، در این لحظه.
امید : هر مشکلی که با خود حمل میکنید، شعله همچنان سوخته و خاموش نشده است. این شعله هرگز خاموش نخواهد شد.
این آیین کوچک — روشن کردن یک شمع قبل از دعا — میتواند «خواندن دعا»ای پراکنده و عجولانه را به عملی آگاهانه و جسمانی از عبادت تبدیل کند.
بسیاری از خانوادهها روش روشن کردن یک شمع برای نیت خاصی را در پیش میگیرند و اجازه میدهند که این شمع در طول چند روز یا چند هفته کاملاً بسوزد. این شمع به یک نقطهٔ فیزیکی برای تثبیت دعا تبدیل میشود. هر بار که آن را مشاهده میکنید که میسوزد، فرد یا موقعیتی را که برایش دعا میکنید به یاد میآورید، حتی اگر متوقف نشوید تا کلمات رسمی دعا را بخوانید.
این امر بهویژه برای کودکان معنادار است. کودکی که شمعی را برای پدربزرگ یا مادربزرگ بیمارش روشن میکند، یاد میگیرد که دعا تنها کلمات نیست؛ بلکه عملی است، هدیهای است و دستی است که به سوی دیگران دراز میشود.
اگر شمعها قرار است چنین معانی عمیقی را منتقل کنند، کیفیت خود شمع نیز اهمیت دارد.
عسل با شعلهای روشن و پایدار میسوزد که دود نمیکند و جرقه نمیزند (در صورت تنظیم مناسب). بوی طبیعی و ملایم عسل دارد — نه غلیظ و سرکوبکننده، بلکه قابل احساس. مدت زمان سوختن آن بیشتر از پارافین است و نماد پایداری و استقامت محسوب میشود. همچنین حامل نمادین تجسّدی خاصی است که قبلاً در بحثها مطرح شده است.
پارافین در مقابل، پارافین فرآوردهای از نفت است. سریعتر میسوزد، دودهی سیاه تولید میکند و ممکن است ترکیبات آلی فرار (VOCs) را آزاد سازد. هیچ بار معنوی یا الهیاتی ندارد. اگرچه شمع پارافینی نیز میتواند وسیلهای برای دعا باشد، اما مانند گفتن کلمات مقدس از طریق یک بلندگوی ارزانقیمت است — مفهوم منتقل میشود، اما واسطه فقیر و بیکیفیت است.
شمع سویا و شمع کوهینو شمعهای سویا و شمعهای نفتی گیاهی از پارافین تمیزتر هستند، اما فاقد نمادین باستانی شمع عسل هستند. برای استفاده در خانه قابل قبولاند، اما در کلیساها و جوامعی که از آیینها و سنتهای تاریخی پیروی میکنند، معمولاً برای استفاده در مراسم لیتورژیک تأیید نشدهاند.
در تابو ما بهطور انحصاری از موم زنبور عسل صددرصد خالص برای شمعهای کلیسایی و لیتورژیک خود استفاده میکنیم. ما معتقدیم که ماده اهمیت دارد—نه به این دلیل که خداوند نتواند از طریق چیزهای پایینتری عمل کند، بلکه به این دلیل که ما مأمور ارائه بهترین آنچه در توان ماست به سوی الهی هستیم.
شمع کلیسایی چیزی کوچک است: چند اونس موم، فتیلهای از پنبه و ظرفی از شیشه یا فلز. قیمت کمی دارد و کاملاً میسوزد و هیچ اثری از خود باقی نمیگذارد. و با این حال، در طول دو هزار سال، مسیحیان چنین شمعهایی را روشن کردهاند و در آنها زبانی یافتهاند برای بیان مفاهیمی که از حد سخن گفتن عمیقترند.
شمع از نور نور در جهانی تاریک سخن میگوید. صافی و قربانیکردن خود. نماز برخاستن به سوی آسمان سخن میگوید. حضور واقعی حضور مسیح میان ما امید — شعلهای که هیچ تاریکی نمیتواند در نهایت آن را خاموش کند.
در بارهای که بعد از این شمع عسلزنبور را روشن میکنید—چه در یک کلیسای بزرگ، چه در یک کلیسای کوچک، و چه در خانهی خودتان—برای لحظهای متوقف شوید. به شعلهی آن بنگرید. سخنرانی بیصداش را بشنوید. و بدانید که شما در آیینی شرکت دارید که همقدیم است به اندازهی خود کلیسا، همزمان با غمهای امروز صبح، و همآینده با طلوع نهایی پادشاهی.
"نور در تاریکی میدرخشد و تاریکی نتوانسته آن را غلبه کند."
در تابو ما با افتخار شمعهای کلیسایی عسلزنبور را تولید میکنیم که این معانی را حمل میکنند. شمعهای عسلزنبور ما بهصورت دستی و با احترام به سنتی که خدمت میکنند، ساخته میشوند. آیا به شمعهای فصح، شمعهای محراب، شمعهای نذری یا شمعهای دعا در خانه نیاز دارید، ما شما را به بررسی مجموعهی ما دعوت میکنیم تا نور ایمان را به فضاهای مقدس خود بیاورید.
در انتظار همکاری بلندمدت و دوستانهی ما هستیم.